مدح و منقبت حضرت سیدالشهدا علیهالسلام
به حسرتی که در آن اشتیاق شیرین است قسم که دیدن رویش همیشه تسکین است نـشان به زمـزمـۀ نـام او ز صبـح ازل غمش دلیل هـمان گـریۀ نخـستـین است دم شـنـیـدن نـامش شـود نگـاهـم خـیـس میان گوش و دو چشمم قرار بر این است سلام بـوده که کـوتـاه کـرده فـاصـله را خوشم که فـاصلۀ بین ما دروغین است گـران خـریده دلـم را، خودم که میدانم همیشه قـیمت جـنس خـراب پائین است قـسم به روزنههای عـمیـق زخـم فـراق قسم به نور که تاوان عشق سنگین است تـپـیده نبـض دوعـالم به عشقِ لبخـندش جهان بدون نگاهش همیشه غمگین است کسی که دستِ کریمش به کم نرفته و هم بساط سفرۀ مهرش وسیع و رنگین است عجـیب نیست حـسـیـنی شـوند، کافـرها که این علاقه فراتر ز دین و آئین است |